أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )

15

قانون ( فارسى )

اگر جزئى از اندامى با يك جزء ساده سازگار است و اجزاى ديگر با جزء سادهء ديگر دمسازند ، در آن حالت هريك از آنها بازدارندهء كار ديگرى مىشود و هيچيك از آنها غالب نخواهد بود و سرانجام كنش هريك از جزءهاى ساده برابر خواهد بود . در صورتى كه اندام تنها جزئى از اجزاى ساده مورد دارو را بپذيرد و كارى به جزء مخالف نداشته باشد آنگاه مزاج طبيعت همان جزء موافق را به كار مىبرد و جزء ديگر را از خود دور مىكند . اين بحث به درازا مىكشد و ما در نظر نداريم كه در اين باره به تفصيل سخن بگوييم ، منظور ما فقط اين است كه دربارهء انواع داروهايى صحبت كنيم كه خودبه‌خود تأثير گوناگون دارد و از خارج بر او تأثيرى نيست . نوعى از دارو را پيش مىكشيم كه آميختگى بخشهاى سادهء آن سست و نامستحكم است و به تأثير حرارت غريزى از هم جدا مىگردند . پس داروهاى مفرده‌اى كه مىگوييم داراى قواى متضاد هستند از آن صنف مىباشند كه در آنها آميختگى محكمى موجود نيست ، اين نوع داروهاى « سست‌آميزه » نيز بر چند قسمتند : 1 - برخى از آنها بيشتر از بقيه باهم درآميخته‌اند و نمىتوان به وسيلهء پختن يا شستن ، قوايى را كه در آنهاست از هم جدا سازيم . مثلا : بابونه داراى دو نيروى تحليل‌برنده و قابض است . هرگاه بابونه را آب‌پز كنيم و آن را ضماد سازيم هيچ‌يك از قوايش از همديگر جدا نمىشوند . 2 - در برخى از اين داروها قوه‌هاى موجود ، در حالت پختن از هم جدا مىشوند . مانند كلم ( كرنب « 1 » ) . گوهرى كه كلم دارد از دو ماده تركيب يافته است : يكى مادهء خاكى كه گيرنده ( قابض ) است و ديگر مادهء لطيف و زدايندهء بورقى . بر اثر پختن كلم ، مادهء لطيف و زدايندهء بورقى مىگدازد و گوهر قابض خاكى بر جاى مىماند و ازاين‌روست كه آب كلم پخته مسهل است و نپخته آن بندآورنده . عدس ، گوشت مرغ ، پياز ، سير و ترب نيز همانند كلم بر اثر پختن نيرويى را از دست مىدهند مثلا سير داراى اثر زداينده و سوزنده است و رطوبت سنگين نيز در آن موجود است كه عمل پختن آنها را از هم جدا مىسازد . ترب داراى دو گوهر است : يكى لطيف و رقيق و ديگرى غليظ كه چسبنده است و از هضم شدن سرباز مىزند ، و آن گوهر لطيف و رقيق ، آن چسبندگى را تقطيع مىكند و ازاين‌رو گويند ترب در هضم كمك مىنمايد و هضم نمىشود . مقصود از اين عبارت آن است كه همهء اجزاى آن قابل هضم نيست و اگر گوهر لطيف در كار نباشد گوهر غليظ و چسبنده‌اش هضم نمىشود و مددكار هضم نمىگردد . جزءهاى سادهء گروهى از اين داروها را مىتوان به وسيلهء شستن آنها از هم جدا نمود مانند هندباء ( كاسنى ) . و بسيارى سبزىها . گوهر اين نوع از گياهان بيشتر تركيبى از مواد خاكى و آبى زياد سرد و كمى مواد لطيف است كه منبسط بر سطح آن گياهان است و بازكنندهء انسدادهاست ؛ اما نفوذ و داخل شدن آن به وسيلهء مادهء ديگرى كه لطيف است صورت مىگيرد ، زيرا مادهء لطيف بر سطح قرار دارد كه از داخل به رويه آمده و گسترده شده است . وقتى آن را با آب مىشوييم از اين مادهء لطيف چيزى كه

--> ( 1 ) - كرنب : بر مطلق كلم دلالت دارد ولى بيشتر گل كلم را كرنب گويند .